اگر چه خاطره ي سفره رايگان شده است
براي مردم من نان شب گران شده است
تعجبي نداشت خدا هم از آسمان آمد
رسيد و گفت كه اين شعبده چه سان شده است؟
ميان كوچه دو زن گيسوان هم چيدند
خودم شنيدم از آن دو بهانه نان شده است
به بغض بهت شاهدند كوچه ها خيابانها
كه سن فاحشه ها واقعا" جوان شده است
من از حماقت اين بارگاه مبهوتم
نديم حضرت سلطان سگ شبان شده است
نداي زجه شنيدم دويدم و ديدم
زقلب دختركي پاك خون روان شده است
و گريه هاي پسر مرده مادري بر گور
كه در بهار اميدش گلم خزان شده است
عجب تبرك نحسي وضو بگير و چماق
نمان زكشتن مردم دم اذان شده است
به ماشه ماشه ي آن اسلحه قسم خوردند
فقط گلوله ي سربي بهاي جان شده است
نصيب حادثه باشم اگر خطا گويم
در اين زمانه خداوند نردبان شده است

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر